مرتضى مطهرى

966

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مرحله و مرتبهء بعد از علت قرار گرفته و مشروط به وجود علت است بر خلاف علت كه مشروط به وجود معلول نيست ؛ يعنى دربارهء معلول صادق است كه : « تا علت وجود پيدا نكند او وجود پيدا نمىكند » اما دربارهء علت صادق نيست كه : « تا معلول وجود پيدا نكند او وجود پيدا نمىكند » . كلمهء « تا » مفيد همان مفهوم شرطيّت و مشروطيّت است . مثالى ذكر مىكنيم : فرض مىكنيم گروهى مىخواهند در يك امرى ، مثلًا حمله به دشمن ، اقدام كنند اما هيچيك از آنها حاضر نيست پيش قدم شود و حتى حاضر نيست همقدم باشد . به سراغ هر كدام كه مىرويم مىگويد « تا » فلان شخص حمله نكند من حمله نخواهم كرد . شخص دوم نيز همين را نسبت به شخص سوم مىگويد و شخص سوم نسبت به شخص چهارم و همين طور . . . يك نفر پيدا نمىشود كه بلاشرط حمله كند . آيا ممكن است در چنين وضعى حمله صورت گيرد ؟ البته نه . زيرا حمله‌ها مشروط است به حملهء ديگر ، حملهء غير مشروط وجود ندارد و حمله‌هاى مشروط كه سلسله را تشكيل مىدهند بدون شرط وجود پيدا نمىكنند ، نتيجه اين است كه هيچ اقدامى صورت نمىگيرد . اگر سلسله‌اى غير متناهى از علل و معلولات فرض كنيم ، چون همه ممكن الوجود مىباشند وجود هر كدام مشروط به وجود ديگرى است كه آن ديگرى نيز به نوبهء خود مشروط به ديگرى است . تمام آنها به زبان حال مىگويند « تا » آن يكى ديگر وجود پيدا نكند ما وجود پيدا نخواهيم كرد ؛ و چون اين زبان حال ، زبان همه است بلا استثناء ، پس همه يك جا مشروطهايى هستند كه شرطشان وجود ندارد ، پس هيچيك وجود پيدا نخواهد كرد . از طرف ديگر چون مىبينيم موجوداتى در عالم هستى وجود دارد پس ناچار واجب بالذات و علت غير معلول و شرط غير مشروطى در نظام هستى هست كه اينها وجود پيدا كرده‌اند . برهان خاص ابن سينا و همچنين برهان صدرالمتألهين را ضمن توضيح مطالب متن در پاورقى ذكر خواهيم كرد .